شلمچه۹

حاج بهزاد پروین‌قدس – عکاس جنگ و هنرمند بسیجی – می‌گفت: ما خیلی از آقا مهدی خجالت می‌کشیدیم. یکبار داشتم سیگار می‌کشیدم، آقا مهدی داشت از روبرو می‌آمد؛ اما تا دید دستم سیگار گرفته‌ام یک عقب گرد سریع انجام داد و آنطرفی رفت که مثلا مرا در حال سیگار کشیدن ندیده. می‌گفت: مصطفی مولوی آمد جلو که دعوایم کند که چرا جلو چشم آقا مهدی سیگار می‌کشیدم، گفتم: ول کن، دیدی چه چرخشی کرد؟

از این رفتارهای ریز اخلاقی چقدر کم گیر می‌آید این روزها. بعضی‌ها اصلا دنبال اینند که ببینند مردم چه عثرات و لغزشهایی دارند و اصلا دنبال این هستند که گیر بیاورند! توی دانشگاه، چند همکار و کارمند نشسته بودند دور هم به تتبع عثرات همکاران دیگر. وقتی یاد خاطره حاج بهزاد افتادم، حالم بهم خورد از جمع. بلند شدم رفتم بیرون. آه! جبهه کو برادرهای من…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *